خرابه ای به نام ایران

دلم گرفته به چی خوش باشم نمیدانم از این زبانی هم که باهاش می نویسم متنفرم چه برسه به دیگر چیز ها

به شدت دارم ترکی و انگلیسی یاد می گیرم به امید رهایی از اسارتی به نام ایران اسارتی که از من زبان مادریم آرزوهام جوانیم رویا هام رو می گیره من کم نمیارم کم نمیارم کم نمیارم همه چیز رو پشت سر میزارم و هر چیزی که دوست داشته باشم رو به دست میاورم همین